کعبه مانند صدف در دل خود گوهر داشت

گوهری زینت هستی چونان حیدر داشت

یک پیاله ز می اش مست کند عــــالم را

آنکــه اندر قدحش باده ای از کوثر داشت

امشب، مردي گستره آفاق را روشن مي‏کند که شجاعتش، شجاعت تمام شجاعان

را بي‏رنگ مي‏کند.

امشب، کودکي خواهد خنديد که عدالت را تفسيري عاشقانه خواهد کرد.

امشب، کسي سکوت کعبه را خواهد شکست که روزي بر بلنداي شانه‏هاي

خورشيد، با تبر معرفت،بت‏هاي زمانه را خواهد شکست

امشب، کسي از پس ديوارهاي باشکوه کعبه بيرون خواهد آمد که ذوالفقارش

هراس در دل شجاعان عرب مي‏اندازد.

امشب، حکومتي متولد خواهد شد که دين و ولايت محمدي و عدالت سرمدي،

ارکان استوار آن خواهد بود.

امشب، ستاره‏اي خواهد درخشيد که درخشش نجابتش، آغوش مهربان

مظلوميت است.

امشب، شب آمدن صاحب ذوالفقار، حيدر کرار است، آمدنش مبارک!